دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم و رایگان

شهریور ۱۳۹۲ - دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه 29 آبان 1396
کانال «ملی مدیا» را در تلگرام دنبال کنید@MeliMedia_ir

عکس های جدید هانیه توسلی در فيلم مردن به وقت شهریور

دسته بندی : متفرقه تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1392

جدیدترین عکس های هانیه توسلی در فیلم مردن به وقت شهریور

عکس های جدید هانیه توسلی در فيلم مردن به وقت شهریور

 

در حالی که یک هفته ای می شود که فیلمبرداری «مردن به وقت شهریور» تازه ترین فیلم هاتف علیمردانی آغاز شده است نخستین تصاویر از بازیگر اصلی زن این فیلم هانیه توسلی منتشر شد.

حمید فرخ نژاد، نازنین بیاتی، نوید لایقی مقدم و صبا گرگین پور دیگر بازیگران اصلی «مردن به وقت شهریور» هستند. فیلم داستان سینا را روایت می کند که فقط چند ماه فرصت دارد تا در کنکور قبول شود. فیلمنامه این فیلم را علیمردانی به نگارش درآورده و خود تهیه کنندگی آن را برعهده دارد.

 

عکس های جدید هانیه توسلی در فيلم مردن به وقت شهریورعکس های جدید هانیه توسلی در فيلم مردن به وقت شهریور

اس ام اس هاي جديد و خنده دار روز اول مهر 92

دسته بندی : متفرقه تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1392

جدیدترین پیامک های خنده دار و لطیفه های بامزه 1 مهرماه 92

اس ام اس جوک جملات طنز لطیفه های جدید

اس ام اس و جوک خنده دار 1 مهر 92

 

قدیما چطور میرفتن سرِ چشمه آب میاوردن ؟
ما پارچ که خالی میشه هیچکس مسئولیتشو به عهده نمیگیره !
.
.
.
دو نفرو سخت میشه پیدا کرد , یکی کسی که درکت کنه و دومی کسی که بدونه کجای کمرت میخاره.
.
.
.
ﻣﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﻟﻨﮓ ﻇﻬﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﻢ
ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ
ﻭ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﻤﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ…
ﻣﺎ ﺫﺍﺗﻦ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ..ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ
ﺗﻨﻈﯿﻤﻪ
ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻃﺒﯿﻌﺘﻤﻮﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ

 .

.
.
من حاضرم آمونیاک خالص تنفس کنم ولی….
بوی ماه مهر به مشامم نرسه . . .
.
.
.
دیشب مهمون داشتیم به یکی تعارف کردیم گفتیم شما حق پدری به گردن ما دارید
عاقا کلید کرده بود میگفت هوا خنک شده اجازه بدید کولرو خاموش کنم!
.
.
.
– غمگین تر از این هم هست که کسی رو که دوست داری نبوسی ؟
+ اهوم ،کسی رو که دوست نداری ببوسی !
.
.
.
تا ده سالگی هر شلواری که بپوشی سر زانوهاش سوراخ میشه؛
از ده سالگی تا آخر عمر هم همین پروسه روی خشتکت اجرا میشه
.
.
.
آدما سه دسته‌ان:
۱٫ اونایی که می‌پرسن حقوق‌ات چه‌قدره؟
۲٫ اونایی که می‌پرسن چرا ازدواج نکردی؟
۳٫ آدما
.
.
.
نون اولش خریدیم به حدی نازکه که اونورش پیداست 

در نظر داریم به عنوان شیشه مشجر ازش استفاده کنیم !
.
.
.
هروقت تو خونه با پیشوند “پسرم” صدام میکنن یا ماشین مونده تو کوچه که باید بیارمش تو یا یه چیز بالای
کابینت مونده که دست مامانم بهش نمیرسه، یا آشغالا رو باید بذارم دم در!
.
.
.
ﻣﻦ ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺮﯾﺨﺘﻦ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ!
.
.
.
من یه بار هشت صبح پاشدم که مثلا کامروا شم انقدر حوصله‌م سر رفت ساعت ده دوبار ه خوابیدم
.
.
.
لاک زدن دخترا :
دست چپ ؛ اثر استاد فرشچیان
دست راست ؛ سارا ۵ ساله از تهران
متن کوتاه خنده دار
من هنوزم در عجبم که قارچ خور چطوری با سرش آجرو می شکوند ولی وقتی به لاک پشت می خورد می مرد
؟!؟
.
.
.
پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج
بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟
میگه قهوه ترک اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!!
حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا
.
.
.
دختره تو پروفایلش نوشته دوست داشتم اگر قرار بود شی باشم، قلم می شدم. اگر قرار بود حیوان می شدم
عقاب می شدم. اگر قرار بود حس می شدم، محبت می شدم…
بش گفتم اگه قرار بود آدم میشدی چی میشدی؟؟؟
کلی بد و بیراه بم گفت
.
.
.
عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال.
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی
نمیرسه.
.
.
.
یکی از استرسام وقتی تاکسی سوار میشم اینه که نمیدونم وقت مناسب برای دادن کرایه کِیه؟تا میام کرایه بدم
همش یارو داره سبقت میگیره یا میپیچه.
.
.
.
تو این فیلم خارجیا که نشون میده مادر و پدره دعواشون میشه یه دفعه بچه میگه : مامان بابا بس کنید من
خستم … انقدر دعوا نکنید !!! بعد پدر و مادره شرمنده میشن و دیگه دعوا نمیکنن …
خواستم بگم اینا همش دروغه من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هردوشون خوردم که تا یه هفته به دیوار
سلام میدادم !
.
.
.
اگه میشد دانشمندا یه وسیله اختراع میکردند که از خروپوف برق تولید کنه الان بابام یه نیروگاه هسته ای
محسوب می شد !
.
.
.
میخوام از چنتا درد دخترونه براتون بگم ..
دخترا آماده باشین گـــــــریه کنـــــید !!!فک کن تازه لاک زده باشی و حواست نباشه , دست کنی تو موهات !!!
از اون بدتر لاک زدی و دیرت شده و میخوای دکمه هاتو ببندی !!!
از اون فاجعه تر وقتی کامل آرایش کردی و میخوای لباس یقه اسکی بپوشی !!!
بعد مثلا از بیرون میای و آرایشتو پاک میکنی , همون موقع کار پیش میاد باز باید بری بیرون !
.
.
.
لقمان را گفتن ادب از که آموختی ؟
اونقد خودش رو زد، اونقد خودش رو زد که نگو….
گفت غلط بکنم دفعه ای دیگه به شما چیزی یاد بدم
.
.
.
روى سنگ قبرم بزرگ بنویسید «تا حالا کجا بودى؟»
.
.
.
یه جوری همه دارن تند تند عروسی میکنن که آدم هول میشه فکر میکنه اگه تا آخر تابستون عروسی نکنه مهلتش تموم میشه میسوزه

عکس جالب هنرنمایی مهدی رحمتی در تایلند

دسته بندی : متفرقه تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1392

درازه بان استقلال در یک رستوران تایلندی

عکس دیدنی از هنرنمایی مهدی رحمتی در تایلند

عکس جالب و دیدنی از هنرنمایی و کار عجیب  مهدی رحمتی دروازه بان تیم استقلال که همراه با این تیم در برای اردو به کشور تایلند رفته اند در یک رستوران تایلندی .

 

 

 سید مهدی رحمتی که همراه با استقلال هفته گذشته را در تایلند گذرانده و حالا به همراه دیگر یاران تیمش به کره جنوبی رسیده اند و آنجا برای بازی مهم با اف سی سئول آماده می شوند، در آخرین روز حضور در تایلند و قبل از اعزام به سئول سری به آشپزخانه هتل دیپاکرون زد و خودش به سبک  ایرانی « نیمرو » درست کرد.مهدی این عکس را در «وی چت» به اشتراک گذاشته و تیترش را هم زده است:« یومورتا» یا همان تخم مرغ!

عکس هنرنمایی مهدی رحمتی در تایلند

 

 دانلود سریال زیبای ویلای من ، قسمت 39 و 40

لينك دانلود مستقيم از سه سرور قدرتمند قرار داده شد

نسخه كم حجم اضافه شد 

دانلود رایگان مجموعه 20 سریال ویلای من قسمت 39 و 40 با کیفیت عالی

ژانر :

سریال ایرانـی

کیفیت :

خوب

فرمت :

MP4 و MKV

کارگردان :

مهران مدیری

بازیگران :

سیامک انصاری ، برزو ارجمند ، کمند امیر سلیمانی ،  رابعه اسکویی ، الیکا عبد الرزاقی ، مهران مدیری ، بهار ارجمند ، پانته آ رهنمون ، محسن قاضی مرادی ، هادی کاظمی و  …

خلاصه داستان :

بالاخره جشنی به مناسبت بهبودی مشکات بزرگ برگزار می شود . هر یک در این جشن مراتب چاپلوسی و ارادت خود را ابراز می دارند . از مشکات بزرگ خواسته می شود شمع های کیک جشن را خاموش کند …

دکمه آبی از سرور Uploadboy | دکمه قرمز از Davvas

دانلود قسمت 39 با كيفيت عالي

دانلود Download

دكمه سبز از سرور Uplod.ir

 دانلود

دانلود قسمت 40 با كيفيت عالي

دانلود Download

دكمه سبز از سرور Uplod.ir

 دانلود

 

نسخه كم حجم

دکمه آبی از سرور Uploadboy | دکمه قرمز از Uplod.ir

دانلود نسخه كم حجم قسمت 39

دانلود Download

دانلود نسخه كم حجم قسمت 40

دانلود Download

 

راهنمای دانلود:

پس از ورود به لینک دانلود، روی دکمه Free Download کلیک کرده و سپس دکمه Create Download Link را بزنید تا لینک مستقیم برای شما آماده گردد. 

دانلود بازی پرندگان خشمگین جنگ ستارگان Angry Birds Star Wars II v1.0.2

مخصوص گوشی های اندروید

Angry Birds Star Wars II v1.0.2

نسخه ی دوم بازی اعتیادآور و مهیج پرندگان عصبانی برای سیستم عامل اندروید می باشد که مدتی پیش در پلی استور به صورت رایگان منتشر شد. در نسخه ی دوم بازی با مکان هایی جدید روبرو هستیم که تغییرات در ظاهر پرنده ها نیز باعث لذت بخش تر شدن بازی گردیده است.

 

ویژگی های بازی پرندپان عصبانی نسخه ی  Star Wars II
– افزوده شدن بیش از 30 شخصیت جدید
– استفاده از خوک شرور Prequel در بازی
– پشتیبانی از تکنولوژی جدید TELEPODS
– افزوده شدن مراحل زیبا در مکان های شگفت انگیز
– کیفیت صداگذاری بالا و حرفه ای
– پشتیبانی کامل از تبلت ها و اسمارت فون ها
– دارا بودن گرافیک HD با تصاویر کیفیت بالا

 

 حجم: 41.5 مگابایت

قابل اجرا در اندروید 2.3 به بالا

دانلود

دانلود فيلم ازدواج به سبک ایرانی

دسته بندی : فیلم ، ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392

دانلود فیلم ازدواج به سبک ایرانی

با لینک مستقیم

به درخواست يوسف از كاربران گرامي سايت

دانلود فيلم ازدواج به سبک ایرانی

کارگردان: حسن فتحی | ژانر: خانوادگی

سال تولید: 1385

فرمت: WMV | حجم: 177 مگابایت

خلاصه داستان:
یک جوان خارجی از یک دختر ایرانی خواستگاری می کند و …

بازیگران:
داریوش ارجمند، سعید کنگرانی، فاطمه گودرزی، شیلا خداداد، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، لادن طباطبایی

 

دانلود قسمت اول با حجم 97 مگابايت

دانلود

دانلود قسمت دوم با حجم 80 مگابايت

دانلود

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه 31 شهریور 1392

دسته بندی : متفرقه تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392

پیامک های عاشقانه و دلبری 31 شهریور 1392

اس ام اس و جملات رمانتیک و زیبا 31 شهریور ماه 92

 Love-SMS

اگه یه روز یکی با همه ی قلبش دوست داشت
حواست باشه
تو خاص نیستی
اونه که آدم کمیابیه و در حال انقراض
مواظبش باش . . .

♥ ☼ ♥

نمى دانم چه رابطه ایست؟
بین نبودنت با رنگ ها
دلتنگ تو که میشوم
زندگى ام سیاه مى شود!

 

♥ ☼ ♥

آدمایی که عشقشون رو مثل کانال تلویزیون عوض میکنن
آخرش باید بشینن برفک تماشا کنن!

♥ ☼ ♥

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست؟ عشق کدام است؟ غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست . . .

♥ ☼ ♥

تو رگ شوخی ات با دیگران گُل می کند
و من رگ غیرتم باد!
عجب
نمی دانستم رگها هم قدرت انتخاب دارند . . .!

♥ ☼ ♥

از همان روزی که “پایت” را از زندگی ام پس کشیدی
زندگی ام دگر “پا” نگرفت!

♥ ☼ ♥

غیر از “مرگ”
چیز دیگری جدایمان نمی کند
این قرار ِ اول من و تو بود
بعد ، ما “جدا” شدیم
“مرگ” “دیر” کرده بود . . .

♥ ☼ ♥

بیچاره گل فروش
تنها کسی است که، وقتی با گل وارد خانه میشود همه غمگین میشوند . . .

♥ ☼ ♥

خاک بر سرِ تمامِ این کلمات
اگر تو از میانِ تمامشان
نفهمی من دلتنگم . . . !

♥ ☼ ♥

هرگز تمامت را برای کسی رو نکن
بگذار کمی دست نیافتنی باشی
آدمها تمامت که کنند، “رهـــــایت” می کنند . . .

♥ ☼ ♥

به تو بدهکارم
دست کم یک جان، برای هر لبخند . . .

♥ ☼ ♥

سرم را پنهان می کُنم
در گودی گلویت تمام ِ
غم ها راه گُم می کُنند . . .

♥ ☼ ♥

ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﮔﻔﺘـــــــــــﻪ ﺍﻧﺪ: “ﺩﻭﺭﻱ ﻭ ﺩﻭﺳــــﺘﻲ”
ﻳﺎ ﻃﻌــــﻢ ﺩﻭﺳـــــﺘﻲ ﻧﭽﺸﻴـــﺪﻩ ﺍﻧﺪ
ﻳﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺭﻱ ﻧﮑــــــﺸﻴﺪﻩ ﺍﻧﺪ . . .

♥ ☼ ♥

خدا را چه دیدی؟
یک روز بیشتر
”ساعتی” ”لحظه ای” با من بمان
شاید خنده ای پشت لب هایت
قطره ای پشت پلک هایت جا مانده باشد . . .

♥ ☼ ♥

در سرم تویی
در چشمم تویی
در قلبم تو
من، عکس دسته جمعی توام . . .

♥ ☼ ♥

توبه نمی کُنم
من برای ِ به تو رسیدن
از گُرگ هم سِ مِ ج ترم . . .

♥ ☼ ♥

لا به لای ساز نفسهایت، پنهان می شوم
اشک می شوم! تا بمانم … تا نرانی مرا …!
من ”آه” می کشم و تو ”انگ” می زنی!
و این غم انگیز ترین ”آهنگ” دنیاست…!

♥ ☼ ♥

به آنهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید دوستت دارم
بگویید در این دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان
بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه هاست
شما بگویید، حتی اگر نشنوند . . .

♥ ☼ ♥

هر انسانی یک بار
برای رسیدن به یک نفر، دیر می کند و پس از آن،
برای رسیدن به کَسان دیگر، عجله ای، نمی کند . . .

♥ ☼ ♥

همه بهانه هایم از نبودن توست
اگر باشی…
اگرباشی..
از هزار و یک بلاهم بهانه نمی گیرم . . .

♥ ☼ ♥

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید
دور که می شوم صدای باران
بگو تکلیفم با چشمهایم چیست؟
لنگر بیندازم و عاشقی کنم، یا چتر بردارم و دلبری کنم؟

♥ ☼ ♥

نه قرص و نه شربت و دوا، هیچ کدام
تاثیر ندارند به مانند ”سلام”
برگرد که بی تو نفسم می گیرد
اکسیژنِ بی عطر ِ تو، سمّ است برام . . .

♥ ☼ ♥

همه می گویند سخت گیرم!
راست می گویند
همین است که انقدر “سخت”
به تو “گیر” داده ام . . .

♥ ☼ ♥

گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنت
دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر میکنم . . . !

♥ ☼ ♥

از روزی که
تصمیم به رفتن گرفته ای
بلاتکلیفی بین ما موج میزند
مثلا همین دل من
نمیداند با تو بیاید؟ یا پیش من بماند؟؟؟

♥ ☼ ♥

من رو نمیخواست
بتی که از من ساخته بود رو میخواست
واسه همین هر وقت خودم بودم دعوا داشتیم . . .

♥ ☼ ♥

دلبندم
من دلم فقط، روی دلِ تو
بند می شود . . . !

♥ ☼ ♥

خواستنِ دوبارهٔ بعضی‌ از آدمها، مثل پیکِ آخر مشروبه
نمیدونی بخوری حالتو بهتر می‌کنه یا بالا میاری …!

♥ ☼ ♥

دلــــــــتنـگم
بــــــــرای او نـــه
برای منه قبــــل از او
چقــــدر قشنـــگ بــــودم . . .

♥ ☼ ♥

چشمانت
زیباترین درس ایست که خوانده ام
چه معلم خوبیست، نگاهت . . .

♥ ☼ ♥

واسـم دعــا کنــید
یه بیماری خیلی نــادر دارم
هر کیو می بینم فـک می کنم آدمـه

من با همه فرق دارم!!!
چون من تــــــــو را دارم …
♥ ☼ ♥
بودن تو دلیل نمی خواهد
تو خودت دلیل بودنی
بودن من را دلیل باش …
♥ ☼ ♥
دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت
تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم …
♥ ☼ ♥
شارژ جدید قلبت از طرف کسی که شگفت انگیز دوستت داره!
♥ ☼ ♥
یه وقتایی فراموش کردن بعضیا مثل فراموش کردن نفس کشیدنه

درست مثل فراموش کردن “تو” …
♥ ☼ ♥
با تو قدم زدن را آنقدر دوست دارم که به جای خانه برای عشقمان جاده خواهم ساخت …
♥ ☼ ♥
با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید!!!

♥ ☼ ♥
این روزها همه میگن “بیخیال شو”
چه میدونن که تو خیالم رو خیلی وقته که بردی!
♥ ☼ ♥
تو مال منی، بگو خب!
♥ ☼ ♥
نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد
خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری
♥ ☼ ♥
خوشبختی یعنی در خاطر کسی ماندگاری که لحظه های نبودنت را با تمام دنیا معامله نمیکند!
♥ ☼ ♥
آدما خیلی نمیتونن از هم دور باشن، بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن!
سعی نکن از من دورشی چون دلت اینجاست …
♥ ☼ ♥
ﻣﯿﺘﻮﺍنم ﺗﻤﺎﻡ زندگیم ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ بگیرم؛ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪگیم ﯾﮏ “تو” ﺑﺎﺷﺪ!
♥ ☼ ♥
این روزها هیچ چیز سرجایش نیست جز تو!
چه زیبا جا گرفته ای در دلم …
♥ ☼ ♥
چگونه دنیا را نخواهم وقتی تو تمام دنیای منی؟؟؟
♥ ☼ ♥
هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند اما آنچه خوب است همیشه زیباست!
تقدیم به خوبترین زیبا …
♥ ☼ ♥
من از تو راه برگشتی ندارم، به سمت تو سرازیرم همیشه!
♥ ☼ ♥
جز حروف نام تو، تمام حرف ها اضافه اند!

♥ ☼ ♥
به آدم ها
پا داد
این همه رفتن
وای به حالمان
اگر به آدم ها
بال می‌داد

♥ ☼ ♥

چه بر سر زمستان آوردی
بهاری شده؟
من نگران درختانم
بعد از رفتن تو!

♥ ☼ ♥
دلتنگی بوی موهایت با همه‌ی دلتنگی ها فرق دارد!

♥ ☼ ♥

تو را خواستم و به جای تو عشق نصیب من شد…
کاش عشق را می‌خواستم… شاید تو نصیب من می‌شدی!

♥ ☼ ♥
رفته‌ی ما شدی
تا آمده‌ی دیگری شوی!

اس ام اس های جديد با موضوع بازگشایی مدارس

دسته بندی : متفرقه تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392

اس ام اس های زیبا در ارتباط با بازگشایی مدارس

اس ام اس بازگشایی مداری

چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و

برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و

واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا …
هووووووووووی عمو کجایی؟ جلوی پاتو نگاه کن؛ فردا باید بری مدرسه …

حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان، تبریک و تسلیت باد …

بابا غصه نداره تا چشم به هم بزنی تموم میشه …
“زمزمه های پدر و مادر در عصر 31 شهریور”

یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و

یادش بخیر عصر 31 شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …

یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که:
تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2 دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
من که حلالشون نمی کنم!

زمانی که داداشم میرفت مدرسه، شبها با جوراب و شلوار لی میخوابید که

صبح 5 دقیقه دیرتر بیدار بشه …

یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم

مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …

شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود

ناظم مدرسه میگفت امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس

ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …

یادتون میاد؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد …

یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم

یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد

خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست

عدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه!

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه:
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون!

لیدیز اند جنتلمن، کمربندهاتونو محکم ببندید
داریم به شهر آرزوهــا نزدیک میشیم،
اِاِاِعــه، فک کنم رسیدیم،
پیاده شید بابا پیاده شید رسیدیم به مدرســه!!

در مدرسه زندگی در کلاس دنیا، سر زنگ املا، یادمان باشد برای محبت
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .

سال جدید تحصیلی را به شما دوست عزیزم تبریک میگم،
امیدوارم شما هم مثل من به درجات بالای علمی دست پیدا کنید!!

اول مهر و شروع شدن حکم فرمایی شما را در مدرسه تبریک میگوییم،
از طرف جمعی از بچه ها واسه شما مدیر عزیزمـــون!!

اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن، آدم می لرزه!
به اول مهـــر خوش اومدی

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده
که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی
یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
حالا ما که دوستیم، فردا سر صف میبینمت!!

برای با هم بودن بهانه زیاد است
بیا ما هم با هم باشیم
البته فردا سر کلاس!

دقت کردین جدیدن داره یه بوهایی میاد؟!
پاک رفته تو اعصابم ،موندم چیه این …
”بوی ماه مهر، ماه مدرسه“
”بوی شادی های راه مدرسه“
اِاِاِ ایـــن بود؟!!

حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان، تبریک و تسلیت باد …

یادش بخیر، پشت دفترای قدمیم مدرسه؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه:
“تعلیم و تعلم عبادت است”

ماه مهر از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیک تر است!
چقدر زود دیر میشود …

بررسي علل ترس بعضي بچه ها از مدرسه رفتن

دسته بندی : متفرقه تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392

بررسي علل ترس بعضي بچه ها از مدرسه رفتن

استرس و ترس برخی کودکان از رفتن به مدرسه

علت ترس از مدرسه

ترس از محیط مدرسه
چند روز دیگر قرار است حسین به مدرسه برود، لباس فرمش آماده شده و کیف و کفش و وسایلش را به کمک مامان خریده​و موهایش را هم کوتاه کرده و حالا قرار است یک پسر منظم و مرتب و باسواد شود.
اما او هنوز به پای مامان و بابا آویزان می شود که می خواهم در خانه بمانم و نمی خواهم به مدرسه بروم…

 

تا حالا چند بار وسایل مدرسه اش که منظم و مرتب توی کمدش چیده شده بود، گم شده و مامان کلی خانه را گشته تا آن را پیدا کرده است. بی خبر از این که حسین به امید این که وقتی وسایل نباشد به مدرسه راهش نمی دهند آنها را پنهان می کرده است. مامان نمی داند علت ترس حسین چیست. او در مهدکودک و پیش دبستانی هیچ مشکلی نداشته، اما حالا​ نمی خواهد به مدرسه برود و می گوید بگذارید بی سواد باشم ! اما بیایید با مامان حسین فکر کنیم چه چیزهایی می تواند حسین کوچولو را بترساند؟

 

ترس از بچه های بزرگ تر
مامان تحقیق می کند و متوجه می شود در میان بچه های مجتمعی که در آن زندگی می کنند یک پسر کلاس سومی هست که بر سر موضوعی با حسین دعوایش شده و او را تهدید می کند.

 

وقتی می پرسد که این بچه کدام مدرسه می رود متوجه می شود او هم مدرسه ای پسرش است. حسین هیچ چیز نمی گوید، اما شاید وقتی آن پسر زورگویی کرده و حسین زیر بار نرفته، تهدید کرده باشد که در مدرسه تلافی اش را سرش در می آورد. مامان تصمیم می گیرد برای جلوگیری از این ترس حسین او را برای چنین شرایطی آماده کند.

با او به مدرسه می رود و به او یاد می دهد​اگر اعتراض یا شکایتی داشت به چه کسانی و کجا مراجعه کند. او به حسین یاد می دهد با بچه های بزرگ تر به جاهای خلوت نرود و خصوصا اگر با کسانی که او را تهدید می کنند تنها ماند سریع محل را ترک کند. مامان به حسین یاد می دهد اگر زورش نمی رسد، اگر کسی به او حمله کرد فرار کند و هم زمان با فریاد از دیگران کمک بخواهد.

مادر به کودک اطمینان می دهد با ناظم مدرسه صحبت کرده و از او خواسته حواسش به حسین باشد. مادر او را آماده می کند، اما همزمان حواسش هست که او را متقاعد کند میلیون ها کودک دارند درس می خوانند و بیرون از خانه آنقدر هم که او می ترسد ناامن نیست. مادر برای مراقبت بیشتر از حسین، او را خود به مدرسه می برد و می آورد.

ترس از بزرگ شدن
مادر به خاطر می آورد یک بار که در مورد بزرگ شدن او و رفتنش به مدرسه صحبت با هم کرده اند حسین گفته نمی خواهد به این زودی بزرگ شود. او هنوز کودک است و نمی تواند مثل پدر هر روز سر کار برود!

شاید حسین از بزرگ شدن و جدی شدن مسائل واهمه دارد. به همین دلیل مادر او را به مدرسه می برد و همه جاهایی را که برای تفریح و ورزش بچه ها تجهیز شده است به او نشان می دهد. او از دوستان جدیدی صحبت می کند که در مدرسه پیدا خواهد کرد و روزهایی که دیگر دلش برای خانه تنگ نمی شود بلکه برای مدرسه و دوستان و معلمانش دلتنگ خواهد شد.

ترس از رها شدن
یک روز مریم و مادرش به خانه​حسین آمده بودند و بچه ها با هم بازی می کردند. مریم مدام اسباب بازی​های حسین را به مادرش نشان می داد و می گفت باید از این برایم بخری. مادر مریم یک دفعه گفت: کی بشه بری مدرسه از دست تو یکی هم خلاص بشم.

مادر حسین به یاد آورد که حسین وقتی این حرف را شنید توی فکر رفت و مادر مریم می گفت مریم می گوید: شما دیگر مرا دوست ندارید و می خواهید مرا بفرستید مدرسه که از دستم خلاص شوید!

مادر حسین با خودش می گوید: نکند حسین هم همین فکر را می کند؟ به همین دلیل از حسین می خواهد بازی را کنار بگذارد و کنار او بنشیند و به همراه پدرش برای او تعریف می کنند وقتی کوچک بود چقدر ضعیف و ناتوان بود و چقدر وقت زیادی باید صرف می کردند تا از او مراقبت کنند و به او گفتند که کم کم بزرگ تر شد و مدرسه رفتن اولین قدمی است که مستقل برمی دارد و بابت این موضوع بابا و مامان خیلی خوشحال هستند چون او حالا بچه عاقل تر و مستقل​ تری شده است نه این که کلا مستقل شده باشد یا رهایش کرده باشند.

مادر او را سخت در آغوش می کشد و می گوید: تو پیر هم که بشوی پسر عزیز خودمی.

پای صحبت مشاور:
مادر نکاتی را نیز از مشاور مدرسه کودکش می آموزد. او می گوید:
– مدرسه، ناظم و معلم را وسیله تهدید کودک قرار ندهید.
– سعی کنید علت اصلی ترس کودک را پیدا و آن را حل کنید.
– از سرزنش و مقایسه و تحقیر فرزندتان پرهیز کنید و دوست داشتن او را مشروط به مدرسه رفتن نکنید و به او نگویید مدرسه رفتن عامل دوست داشته شدن اوست و اگر مدرسه نرود مادرش نمی شوید.
– دلیل مدرسه رفتن را برای کودک می توان یک قانون اجتماعی بیان کرد.
– با او در مورد مشکلات مدرسه نرفتن یا به دست نیاوردن شغل مناسب در صورت مدرسه نرفتن، صحبت نکنید.
– به او توانایی مراقبت از خود را در مدرسه بیاموزید و سعی کنید حتی اگر کودک سردرد و سایر علائم اضطراب را نشان داد، او را از مدرسه رفتن معاف نکنید چون به زودی این علائم از بین می رود، اما در خانه ماندن این حالت ها را تثبیت می کند.
– وقتی کودک از مدرسه به منزل برمی گردد، حتما باید یکی از اعضای خانواده در کنار او باشد.
– اجازه دهید کودک درباره احساسش در مورد مدرسه صحبت کند. اگر لازم شد والدین ساعاتی را در دفتر مدرسه بمانند تا کودک میان ساعات کلاس با دیدن آنها آسوده شود و کم کم این حضور کاهش یابد. می توان ساعات حضور کودک را در مدرسه کم کم افزایش داد.


x