دانلود فیلم و سریال و اهنگ با لینک مستقیم و رایگان

دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم » دانلود فیلم و سریال با دوبله فارسی » صفحه 972

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه 9 اردیبهشت 1396
کانال «ملی مدیا» را در تلگرام دنبال کنید@MeliMedia_ir
توضیحات

اس ام اس تبریک ولادت امام حسین (ع)

دسته بندی : متفرقه تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392

اس ام اس های تبریک ولادت امام حسین (ع) 22 خرداد 1392

پیامک تبریک به مناسبت میلاد سید الشهدا (ع)

اس ام اس های تبریک میلاد امام حسین (علیه السلام)

سومین روز ز شعبان چون برآمد خورشید / سومین شمس ولایت ز افق چهره گشود

روز میلاد همایون حسین ابن علی است / باد بر خلق جهان مقدم پاکش مسعود . . .

ولادت با سعادت امام حسین (ع) بر شما مبارک

 

.

.

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیة الله آمد

با جلوه سجاد، ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

حلول ماه شعبان و فرخنده ایام اعیاد شعبانیه مبارک

.

.

شاهی به دوصد عزت و اجلال آید / با شوکت و فر و جاه و اقبال آید

امروز حسین آید و فردا عباس / خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید . . .

.

.

سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت

حضرت حسین بن علی علیه السلام

مبارک و خجسته باد . . .

.

.

 

حسین سلطان عشق، عباس ساقی عشق، زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق

کاروان عشق در راه است و خود “عشق” نیمه شعبان خواهد آمد…

اعیاد شعبانیه مبارک

.

.

برخیز که نور ازلی می آید

بر عالم ایجاد، ولی می آید

مجموعه حُسن و عشق و ایثار و کرم

یعنی که حسین بن علی می ‏آید . . .

ولادت امام حسین (ع) بر شما مبارک

.

.

میلاد گل رسول و زهرا و علی است

زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است

ما را دگر از روز جزا بیمی نیست

چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

.

.

میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله امامت و دیانت

آقا اباعبدالله الحسین مبارک باد

.

.

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد / پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد

مژده ای دل که برای دل غمدیده ما / هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد . . .

ولادت امام حسین (ع) بر شما مبارک

.

.

مژده ای دل خدای عشق رسید

شاهدان را لقای عشق رسید

جان به پایش کنید قربانی

عاشقان خونبهای عشق رسید . . .

.

.

حسین (ع)، یعنی تشنه ترین دریایی که ارادت دل های زخمی را

به ساحل عافیت می رساند.

شکفتن جوانه حسین (ع) در بوستان ایمان مبارک باد . . .

.

.

 

بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید / عطر فردوس هم آغوش صبا می آید

نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی / مظهر پنج تن آل عبا می آید

.

.

 

نام تو را دواى درد است حسین

بى یاد تو بین که چهره زرد است حسین

عشق تو مرا ز خویش بیگانه نمود

بى عشق تو بین که سینه سرد است حسین

.

.

 

ز گلزار نبی و بوستان حیدر و زهرا

گلی بشگفت با بوی خوش و با چهره ی زیبا

شنیدستی که با یک گل نمی گردد بهار؟ اما

گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام تهنیت باد.

.

.

میلاد حسین (ع)، آهنگ بلوغ ملکوت است برای آوازهای جشن اهل آسمان

.

.

سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا

که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا

بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد

نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها

ولادت امام حسین (ع) بر شما مبارک

.

.

تا بال و پر عشق به جانم دادند

در وادی عاشقان مکانم دادند

گفتم که کجاست کعبه‏ی اهل ولا

در گاه حسین (ع) را نشانم دادند . . .

.

.

میلاد حسین خون بهاى دین است

این عید، حیات شیعه را تضمین است

امروز فرشتگان به هم مى ‏گویند

احیاگر آیین محمد این است . . .

.

.

همین نه من شده‌ام ریزه‌خوار خوان حسین

که هست عالم ایجاد، میهمان حسین

ز آفتاب قیامت نباشدش باکی

کسی که رفت دمی زیر سایبان حسین . . .

.

.

ز گلزار نبی (ص) و بوستان حیدر و زهرا

گلی بشگفت با بوی خوش و با چهره ی زیبا

شنیدستی که با یک گل نمی گردد بهار؟ اما

گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها . . .

ولادت امام حسین (ع) تبریک و تهنیت

.

.

صفا گرفته دلم از صفای ثارالله

نوای مرغ دلم در نوای ثارلله

زصبح روز ولادت نه صبح روز ازل

پریده مرغ دلم در هوای ثارالله . . .

.

.

میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله امامت و دیانت

آقا اباعبدالله الحسین (ع)

مبارک باد

.

.

بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید

عطر فردوس هم آغوش صبا می آید

نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی

مظهر پنج تن آل عبا می آید

میلاد مولای عالمین، اباعبدالله الحسین، مبارک

.

.

خجسته باد آمدن سومین بهار ولایت و مبارک باد این طلوع سبز بی‏ پایان . . .

.

.

حسین جان! ای ابر شعله ورِ هستی

میلادت بارش رحمتی است بر کویر خشکیده دل های ما.

ولادت خجسته امام حسین(ع) مبارک باد

.

.

دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد

یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش

دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان

یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش

یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل

که جان خویش به کربلا بداد به راهش

.

.

آفتابی که چنین چهره تابان دارد / صد چو مه عاشق سرگشته و حیران دارد

پرچم سلطنت عشق برافراشت شهر / کز شرف خاک درش فخر به کیهان دارد . . .

.

.

شاهی به دوصد عزت و اجلال آید

با شوکت و فر و جاه و اقبال آید

امروز حسین آید و فردا عباس

خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید . . .

.

.

امید است انکه حق بااین همه گمراهیم بخشد

نفروغ معرفت از عشق ثاراللهیم بخشد

گنهکارم ولی دیوانه عشق حسینم من

خدا شاید گناهم را به خاطرخواهیم بخشد . . .

.

.

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف

امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف

امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف

امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف

زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف

میلاد نور عالمین، امام حسین (ع) مبارک

.

.

 

در سوم شعبان که همه لطف و صفاست

میلاد پر افتخار شاه شهداست

در حیرتم از این که بُوَد وقت سرور

یا موسم سوز و گریه و شور و نواست

.

.

حسین ای سلاله پاکان، حسین ای عصاره قرآن

دیده ی بشریت روشن که در طلوع ماه شعبان

خورشید جمالت را به نظاره می‏ایستند

.

.

جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین / حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین

 

شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت / بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین . . .

 

 

 

 

شرایط ازدواج یک پسر ایرانی (طنز)

دسته بندی : متفرقه تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392

شرایط و درخواست ازدواج یک پسر ایرانی با دختر مورد نظر!

شرایط طنز و جالب یک پسر ایرانی برای ازدواج

شرایط ازدواج

 از کلیه دوشیزگان قد بلند و زیبا رو، واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامه‌ها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند. بدیهی است پس از انجام بررسی‌های کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد.

.

نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم.

شرایط پذیرش در ادامه بیان شده است…

 

۱. سن بالاتر از 18 سال و کمتر از 22 سال باشد.

۲. قد کمتر 165 سانتیمتر و بالاتر از 175 سانتیمتر نباشد.

۳. افراد خیلی ترکه‌‌ای و زیادی چاق قابل پذیرش نیستند. (چون من حوصله رژیم چاقی و کلاس لاغری ندارم)

۴. هر وقت من خواستم می‌ریم هر رستورانی که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کله‌پاچه و میرزاقاسمی با کلی سیرترشی دوست دارم.

۵. اهل کادو خریدن و هر روز لاو ترکوندن نیستم.

۶.اگر خدای نکرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نیاره که ازدواج کردم و وبال گردنم شدی، مامانم اینا و مامانت اینا نداریم. خوشم نمیاد.

۷. عمراً نفقه بدم. چهارده‌ تا هم بیشتر مهر نمی‌کنم.

۸. باید یک جایی کار کنی، یک کاری هم واسه عصر من گیر میاری چون حوصله مسافرکشی و رانندگی ندارم.

۹. بابات باید پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتیغمش.

۱۰. پول اضافی ندارم برای پوشک کامل بچه بدم. می‌ری کهنه و لاستیک می‌خری، خودت می‌شوری.

۱۱. به مامانت می‌گی سیسمونی خوب بیاره.

۱۲. باید خوشگل باشی چون پول واسه لوازم آرایش نمی‌دم.

۱۳. موهای وزوزی نباید داشته باشی، چون نرم‌کننده ایرانی الآن شیشه‌ای دو هزار تومن شده.

۱۴. موهای خرمایی و مشکی رو ترجیه می‌دم.

۱۵. نباید ورزشکار باشی چون قدرتت خیلی زیاد می شه!

۱۶. اگه سر کار بری یا کاری داشته باشی نباید دیرتر از 5 خونه باشی.

۱۷. از الان باید کلاس آیروبیک بری تا چندسال دیگه بد هیکل نشی، پولشم از بابات بگیر. من 10 سال دیگه زن شکم گنده نمی‌خوام.

۱۸. باید فال قهوه بلد باشی بگیری، چون من دوست دارم.

۱۹. مانتوی تنگ نمی‌پوشی.

۲۰. دوستات رو هم هر روز نمیاری خونه. فهمیدی.

۲۱. یک ماشین ظرف‌شویی هم قاطی جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.

۲۲. لازم نیست واسه یک خونه 50 متری، جاهاز خونه 200 متری بخری.

۲۳. من مبل تختخواب شو دوست دارم.

حالا در خدمتیم.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

به نظر شما شرطی مونده؟

 

 

 

فرزاد حسنی: من عاشق بازیگری هستم؛ آزاده نامداری: دوست ندارم فرزاد بازیگر شود

صحبت های جدید و خواندنی فرزاد حسنی و آزاده نامداری

ازدواج فرزاد حسنی و آزاده نامداری

خبر ازدواج آزاده نامداری و فرزاد حسنی پس از انتشار سروصدای زیادی به پا کرد و حضور این زوج هنری در ارکستر فرزاد فرزین نیز هوادارانشان را به شور انداخت.

این بار «زندگی ایده‌آل» به بهانه ازدواجشان با آنها درباره زندگی و علایقی که دارند به گفت‌وگو نشسته و در خلل این حرف‌ها توانسته از اولین اختلاف این زوج تلویزیونی رمز گشایی کند.

www.farsv.com

صحبت‌های این زن و شوهر را در ادامه بخوانید.

 

.

آزاده نامداری: تکیه بر من، تکیه بر باد است
من یک خودخواهی دارم؛ برای من مهم نیست که یک نفر چقدر دوستم دارد. بلکه برای من مهم است که خودم چقدر کسی را دوست دارم. اصلا حاضر نیستم این امتیاز را به شخصی بدهم که کنارش باشم چون او من را دوست دارد و از اینکه با کسی است که دوستش دارد، لذت ببرد اما من نصف او لذت ببرم. اما کم‌کم تعریفم در زمینه عشق در حال عوض شدن است. من دارم می‌فهمم که واقعا می‌شود کسی را بیشتر از خودت دوست داشته باشی. به نظرم اصلا شعر و قصه هم نیست. متاسفانه این روزها با آدم‌هایی طرفیم که همگی از جایی به بعد و از تجربیات متعدد و تلخ، یاد گرفتند که همه عشق‌شان را یکجا خرج نکنند و در عاشقی بسیار بسیار محافظه‌کار شدند. من خیلی آدم ترسویی هستنم برای اینکه به کسی بگویم دوستت دارم و همین باعث شده که این عشق در من ذخیره شود. من هیچ وقت شجاعت این را نداشته‌ام نفر اول باشم که به کسی می‌گویم دوستت دارم. من متاسفانه روابط عمومی خوبی ندارم.
مصاحبه
تکیه بر من، تکیه بر باد است. من حضور واقعی در زندگی هیچ کسی ندارم. وقتی زندگی خودم را با زندگی مثلا خواهرم مقایسه می‌کنم، می‌بینم که بله، من زندگی نرمالی ندارم و آدم‌های کمی هستند که این مدل زندگی و شخصیت را درک کنند. در کل ثبات را دوست ندارم. هر چیزی را غیرمنتظره دوست دارم.
.
من آدمی هستم که 90 درصد زندگی‌ام خودم هستم و 10 درصد زندگی‌ام می‌تواند کس دیگری باشد. این چیزی است که برایم روشن است، اما آدم رمانتیکی هم هستم. هیچ وقت با کسی دعوا نمی‌کنم و هیچ وقت در زندگی‌ام داد نزده‌ام. در کنار اینها خودخواهی‌هایی هم مثل همه آدم‌ها دارم. روی من به عنوان یکه رفیق می‌شود حساب کرد تا وقتی که اذیت نشوم و به حال خودم باشم. حریم شخصی خودم و بقیه خیلی برایم مهم است. به حریم شخصی کسی وارد نمی‌شوم و این احترام را برای همه قائلم و معتقدم هیچ چیز یا هیچ کس نباید باعث شود به هم تهمت بزنیم یا توهین کنیم.
.
شخصیت هدیه تهرانی در «کاغذ بی‌خط» به من این حس را می‌دهد که چقدر شبیه همیم. وقتی فیلم را می‌دیدم احساس می‌کردم اگر مثلا من هم در 20 سالگی ازدواج کرده بودم و مسیر زندگی‌ام عوض می‌شد، قطعا در 35 سالگی زنی بودم که مثل آتش زیر خاکستر یک دفعه به خودش می‌آید و می‌گوید سنی از من گذشته و دو تا بچه دارم اما هنوز هیچ کاری برای خودم نکرده‌ام. آنچه که همه آدم‌ها دوست دارند تجربه‌اش کنند این است که چیزی از خودشان به جا بگذارند. مثلا اگر 10 سال دیگر من، 37 ساله شوم و این مصاحبه را بخوانم در حالیکه به هیچکدام از خواسته‌هایم نرسیده باشم آن موقع می‌توانم بگویم من آدم بدبختی هستم.
.
فرزاد حسنی از مجریانی است که چندین ژانر را تجربه کرده و در همه آنها موفق بوده است. فرزاد حسنی هم در اجرای تفسیر قرآن، هم برنامه نوجوانان، هم برنامه‌های سیاسی و هم برنامه‌های تخصصی سینما کار کرده که در همه آنها موفق بوده است. یک نظر کاملا شخصی در موردش دارم که می‌دانم هیچ ارتباطی به من ندارد. اما من هیچ وقت دوست نداشتم فرزاد حسنی را یک بازیگر ببینم. شاید دارم با یک تعصب تلویزیونی در قالب یک مجری صحبت می‌کنم.
.
تصویرم از آینده این است که 10 سال بعد من روانشناس شوم و یک تاک‌شوی خیلی خوب هم در تلویزیون داشته باشم. اگر روانشناس خوبی بشوم دلم می‌خواهد سه تا کتاب هم بنویسیم. در تصویرم حتما مادر شدن هم وجود دارد و سه تا هم بچه دارم. هر 3 دخترند به نام‌های گندم، خورشید و لیلی! گاهی فکر می‌کنم اگر بچه داشته باشم سخت می‌توانم از این دنیا بروم. اگر پول زیادی داشته باشم می‌توانم بروم. پس این عدم تعلق برایم پررنگ می‌شود. از طرف دیگر، یک انرژی در من هست که مرا وادار به کار کردن و ادامه زندگی می‌کند.
.
در خلوت بیشتر کتاب می‌خوانم. مثلا مثنوی معنوی را بارها خوانده‌ام. سهراب سپهری، حمید مصدق و فروغ فرخزاد، فاضل نظری و غیره را خیلی دوست دارم و یکی از کارهایی که زیاد انجامش می‌دهم، خواندن شعر است. شعرها را هم سرسری نمی‌خوانم و با هر بیت آن سعی می‌کنم ارتباط برقرار کنم به همین خاطر با افرادی که اشعار را سرسری می‌خوانند، خیلی میانه خوبی ندارم. خودم ترانه نمی‌گویم بلکه بیشتر شعر می‌گویم. من خیلی ترانه‌سرای خوبی نیستم. موسیقی را هم بیشتر به خاطر ترانه‌هایش گوش می‌کنم، چون کلام برایم بیشتر اهمیت دارد. گاهی وقت‌ها ملودی خوب نیست، اما شعر آنقدر زیباست که دوست دارم آن را باز هم بشنوم.
.
فرزاد حسنی: وقتی کسی می‌خواهد چیزی بگوید اواسط حرف، جواب را روی پیشانی‌اش می‌خوانم
واقعا همین قدر مذهبی هستم که می‌بینید، تضاهری در کار من نیست. من بچه خانی‌آبادم و کوچه قندی. نزدیک بستنی آقارضا. از یک خانواده کاملا مذهبی. بخصوص مادرم که به شدت مذهبی بود. من در دل فرهنگ آن حوزه و آن دوران بزرگ شدم. به عنوان مثال بزگ‌ترین عشق دوران کودکی من حضرت امام(ره) بود. من از همان بچگی عکس‌های امام(ره) را جمع می‌کردم و موثرترین شیوه برای ساکت کردم من، اهدای عکس‌های امام(ره) بود. الان هم آرشیو کامل عکس‌های امام(ره) را دارم. وقتی در 11-12 سالگی شاگرد اول شدم، جایزه‌ای که پدرم برایم خرید یک دوره کامل سیمای نور بود که به عکس‌های امام(ره) اختصاص داشت. حتی یک بار یکی از اقوام، یک عبا برایم خرید تا من از کودکی بیشتر و بهتر بتوانم حرکات امام(ره) را انجام دهم. من با درسهای قرآن آقای قرائتی بزرگ شدم. مسئله من دعای کمیل آیت‌الله دستغیب بود. مسئله نوجوانی من، شهادت آیت الله قدوسی بود، من با این چیزها بزرگ شدم.
.
در بچگی بازیگوش نبودم، اما حاضر جواب بودم، دنبال سوژه می‌گشتم تا به نوعی آن را به طنز ارتباط دهم. وقتی که دیدم چنین استعدادی دارم، سعی کردم آن را پرورش دهم. سر کلاس خیلی حرف می‌زدم. یک روز معلم به من گفت «حسنی! خیلی بیشتر از کوپنت حرف می‌‌زنی» و من در جواب بلافاصله گفتم «خب برای اینکه ما از بازار آزاد هم خرید می‌کنیم» یا مثلا یک روز معلم ورزش ما گفت که قرار است امکانات مدرسه دو برابر شود، من گفتم «دو برای هیچی چقدر می‌شود؟». از این کارها زیاد می‌کردم. می‌رفتم پشت‌بام مدرسه و روی بچه‌ها آب می‌ریختم. وقتی مرا می‌گرفتند می‌گفتم من که کاری نکرده‌ام، آب روشنایی است. خلاصه اینکه خیلی حاضر جوابم. من وقتی کسی می‌خواهد چیزی بگوید اواسط حرف، جواب را روی پیشانی‌اش می‌خوانم.
.
در خانه ما موسیقی نبود، تا مدت‌ها. اولین کاست موسیقی که به خانه ما راه یافت، «نهانخانه دل» با صدای «بیژن بیژنی» بود و بعدش هم «شور عشق» افتخاری. اولین ترانه‌ای که شنیدم در خانه دایی‌ام بود. از یک خواننده قدیمی. هنوز هم شعر و آهنگ را حفظ هستم «به چه جرمی، چه گناهی، تو مرا سوزوندی ..». حس موسیقایی و میل به ترانه، نه با کاست‌های موسیقی پاپ که با نوارهای قصه بارور شد که آن سال‌ها بزرگ‌ترین تفریح کودکان بود. نوار قصه‌های شرکت 48 داستان یا بیتا. تمام کودکی من با صدای این نوارها پر شده است. علیمردان خان، جن پینه‌دوز، گربه‌های اشرافی، سیندرلا، سندباد، پینوکیو. من به آوازهایشان گوش می‌دادم و با آنها بزرگ شدم البته آنها کارهای درخشانی بود. هنوز هم بسیاری از آوازها را حفظ هستم.
.
من یک روزنامه‌خوان حرفه‌ای بودم. تا پایان دبیرستان روزی 4 تا 5 ساعت روزنامه و مجله می‌خواندم. همه چیز از اطلاعات هفتگی و پاورقی‌هایش بگیر تا نشریات طنز هفتگی. فکاهیون، طنز و کاریکاتور، دوره‌های قدیمی مجله بهلول، من حتی مجله صف را هم می‌خریدم (مجله ارگان ارتش) در ضمن عاشق گل آقا بودم و از شماره یک آرشیوش را دارم. در تابستان‌ها وقتی هم‌سن و سال‌های من کلاس انگلیسی می‌رفتند، من کلاس عربی می‌رفتم. جامع المقدمات را هم کامل خوانده‌ام. همین طور کتابی به نام زبان قرآن که مرجع تدریس قرآن در دانشگاه‌هاست. به عربی همیشه عشق ورزیده‌ام. زبان عجیبی است و به غایت حساس. یک فتحه و ضمه اشتباه، یک عدم رعایت حروف قمری و شمسی، کل جمله را عوض می‌کند. من ارتباط حسی بسیار خوبی با عربی دارم و واقعا معتقدم اگر این ارتباط حسی را با این زبان برقرار کنی، احتمال اشتباهت در تلفظ به صفر می‌رسد.
.
من دلبستگی عمیق به ادبیات محاوره‌ای قدیمی تهران دارم. مادر، پدربزرگ و مادربزرگ من، تهرانی‌های اصیل بودند. خانه‌ای که در خانی‌آباد داشتیم، از آن مدل خانه‌های قدیمی و تیپیک تهران بود. با حوضی در وسط و راه‌پله‌های دور حیاط و دالان و زیرپله و غیره. یکی از همساده‌های ما پیرزنی بود به نام خجه خانم، خدیجه خانم نه، خجه خانم. در یک اتاق دیگر پیرزنی دیگر بود به نام زهرا خانم که کارش آب‌کشی بود! در این فضا، گوش من پر شد از آوا و کلمات قدیمی تهرانی. یکی از دوستان منتقد به من ایراد می‌گرفت که چرا در برنامه‌ام می‌‌گویم طیاره. این توی یاد من مانده که مادربزرگم می‌گفت طیاره پرید! من دیگر نمی‌توانم خودم را راضی کنم بگویم هواپیما. این طیاره است! مثلا تهرانی‌ها به جای هنوز می‌گویند هنو (بدون ز) یا می‌گویند سیفید (سفید) زیرزیمین (زیرزمین) سیب زیمینی (سیب زمینی). من به جای دوازده (با فتح دال) دوست دارم بگویم دوازه (با ضم دال). این لهجه قدیمی تهران است. کسی به من زنگ زد و گفت این شنفتن را از کجا آوردی؟ یعنی چی؟ این خانم نمی‌دانست که خود حافظ، شنفتن را با گفتن هم قافیه کرده است. اما استفاده از این کلمات و این نوع گویش دوستان را عصبانی می‌کند. اما من تاکید دارم که از این زبان استفاده کنم.
.
هر قدر بیشتر فیلم دیده‌ام، من را بیشتر مومن کرده که جای خودم باشم. چون می‌بینم اگر گریکوری پک که بسیار هم دوستش دارم اینقدر موفق است، به این دلیل است که خود خودش است. اگر جک نیکلسون اینقدر موفق است، چون خود خود خودش است. هر قدر آدم بیشتر خودش باشد، مطمئنا بیشتر موفق خواهد شد. اینکه یک نفر را آینه تقلیدی خودت قرار بدهی و بخواهی مانند او باشی، باعث می‌شود خیلی از چیزهایی که مزه و رنگ و بوی توست پنهان بماند و قابلیت بروز پیدا نکند و تبدیل شوی به یک برداشت دست چندم از یک آدم اورجینال و جذاب.
.
در دهه 60 و اوایل دهه 70 من به دلیل بافت خانوادگی مذهبی که داشتم خیلی اجازه رفتن به سینما را نداشتم و البته اکثر خانواده‌ها آن روزها به خاطر ذهنیتی که از سینمای قبل از انقلاب داشتند و فیلم فارسی‌هایی که اصلا مناسب خانواده و بخصوص بچه‌ها نبود همین طور بودند، بنابراین اول باید توسط بزرگ‌ترها فیلم چک می‌شد بعد ما می‌دیدیم البته نه اینکه فکر کنید همیشه با پدرم به سینما می‌رفتم، من معمولا با مادربزرگم به سینما می‌رفتم و فقط تا به حال 2 فیلم را با پدرم در سینما دیدم یکی «کیمیا» و دیگری «کلاه قرمزی و پسرخاله» دهه 70 بود. حتی فیلم‌های خودم را هم ایشان به تنهایی به سینما می‌رفتند و می‌دیدند. فیلم «موبیدیک»، «میمون جنگجو» و «مادر» زنده‌یاد علی حاتمی جزو اولین و به یادماندنی‌ترین فیلم‌هایی بود که من در سینما دیدم.
.
هر وقت بعد از یک اجرای خوب به خانه می‌آیم دست به قلم می‌گیرم و شعر یا ترانه خوبی می‌گویم. وقتی از یک گپ خوب با یک خواننده بیرون می‌آیم، بعدش یک مرتبه یک شعر خوب به ذهنم می‌آید. وقتی یک بازی خوب انجام می‌دهم، میل بیشتری برای دیدن فیلم دارم و وقتی فیلم خوب می‌بینم احساس می‌کنم حالا یک برنامه لازم است که با اجرایم امکان تحلیل فیلم را فراهم کنم. همه اینها به هم راه دارند.
.
من هم مثل همه مردهای ایرانی قورمه سبزی دوست دارم. ولی اصلا این طوری نیست که کله‌ام بوی قورمه‌سبزی بدهد. اما مثل اینکه این طوری به نظر می‌آید به هر حال بهتر از این است که از کله آدم بوی گچ و آهک به مشام برسد یا اینکه درون کله‌ام فضایی باشد برای آزمایش‌هایی که در خلا انجام می‌شود.
.
من در زندگی‌ام یک کابوس می‌بینم که هنوز هم ادامه دارد البته هیچ ربطی هم به عذاب وجدان ندارد. خیلی وقت‌ها در خواب کابوس می‌بینم که یکی از امتحان‌های دوره دانشگاهم باقی مانده و من فراموش کرده‌ام بگذرانمش و به همین دلیل نمی‌توانم مدرکم را بگیرم. این کابوس من است و هنوز در این سن و سال با آن از خواب می‌پرم. تنها کابوس زندگی من همین است و ماهی یکی، دو بار سراغم می‌آید. من عاشق دوران دانشجویی هستم حاضرم هر چه دارم (که البته زیاد هم نیست) بدهم و بازگردم به سال 74 و دانشجو شوم. من هم مثل همه آدم‌های معمولی رفتم دانشگاه و درس خواندم ولی در زندگی عادی و خانه برای خودم کلاس دانشگاه دارم. ادبیات کهن می‌خوانم و زبان عربی را دنبال می‌کنم. کتاب‌های تاریخی و سینمایی مطالعه می‌کنم. یک عالم فیلم می‌بینم و با دوستانم هم کلی گپ می‌زنم.
.
من با هیچ چیز خداحافظی نخواهم کرد. همیشه به دنیا و اتفاق‌های اطرافم ولو تلخ سلام می‌کنم. در آغوش‌شان می‌گیرم. با آنها همنشین می‌شوم، حشر و نشر می‌کنم و آنها را می‌فهمم و سعی می‌کنم فاصله منطقی خودم را با اتفاق‌های زندگی‌ام حفظ کنم. گاهی وقت‌ها از یک چیزهایی فاصله بعیدی می‌گیرم و گاهی بسیار به آنها نزدیک می‌شوم. همیشه سعی کرده‌ام اینگونه باشم. چیزی را حذف نمی‌کنم مگر چیزهای بد و زشت.
.
من عاشق بازیگری در مجموعه‌های تلویزیونی هستم. اگر 2 پیشنهاد هم‌زمان داشته باشم که یکی از طرف بهترین کارگردان سینمایی و دیگری از طرف بهترین کارگردان تلویزیونی مطرح شده باشد، شک نکن که پیشنهاد سریال را می‌پذیرم. بازیگر تلویزیونی بودن را به بازیگر سینمایی بودن ترجیح می‌دهم. ولی قطعا این به این معنا نیست که مدیوم سینما را نشناخته یا رعایت نکنم.

.

 


دانلود رایگان فیلم کمدی و زیبای ارث شیرین با لینک مستقیم و کیفیت عالی

دانلود فیلم ارث شیرین

کارگردان: شهاب عباسی | ژانر: طنز اجتماعی

سال تولید: 1389 | مدت زمان: 85 دقیقه

فرمت: AVI | حجم: 300 + 297 مگابایت

خلاصه داستان:
سیف اله خان از دنیا رفته و طی یک وصیت عجیب تمام فرزندانش را از ارث محروم می کند. اما یک شرطبندی برای رسیدن به ارث وجود دارد و آن ازدواج دو پسرش تا قبل از رسیدن مراسم چهلمش است. اما موضوع به این سادگی نیست و اتفاقات عجیب تری پیش روی آنهاست…

 

بازیگران:
یوسف تیموری، رامین ناصر نصیر، شهاب عباسی، محسن قاضی مرادی، رابعه اسکویی، فلامک جنیدی، سیروس گرجستانی و…

پیامک ها و لطیفه های جدید و خنده دار 22 خرداد 1392

دسته بندی : متفرقه تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392

جدیدترین لطیفه ها و اس ام اس های طنز و خنده دار 22 خرداد 1392

پیامک های بامزه و خنده دار خرداد 92

جدیدترین پیامک های خنده دار

 گفت مردی به همسرش روزی
من بمیرم چگونه خواهی زیست؟
گفت: از چند و چون آن بگذر
تو بمیری برای من کافیست!

.

.

.

روانشناس کسی است که:
از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد!


.

.

.

بعضی وقتا مشکلات انقدر بزرگ میشن که “پدر بزرگ” آدم درمیاد!
.
.
.
نگاه مثبت یک شمالی به زندگی:
خوبی ما شمالیا اینه که تعطیلات تا سر کوچه هم بریم رفتیم شمال!
.
.
.
اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن
و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم!
حلاااال کنید
.
.
.
یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم
یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه!
.
.
.
خیلی وقته فکرم به این مشغول شده
که همه پرنده ها نر و ماده شون یه اسم داره
چرا مرغ و خروس دوتا اسم متفاوت دارن!؟
.
.
.
یارو داشت می مرد!
یکی گفت براش آب بیارن، گفت: نه … دوغ … دوغ … دوغ
.
.
.
به به چه تکى چه اسی عجب پیامى!
مسیج هایت همه خوب و قشنگ نیس بالاتر از پیام تو زنگ!
اینم از ورژن جدید روباه و زاغ فک کنم میخواد ازش شارژ بگیره!
.
.
.
اگه اونی که هست و نیست می بود
و اونی که نیست و هست نبود
حال من اینطوری که هست نبود
و اونطوری که نیست می بود …
.
.
.
سالهای ساله دارم پیتزا می خورم
ولی هنوز فرق بین پیتزا مخلوط و با مخصوص رو نفهمیدم!
.
.
.
چرا بند ِ کفش ُ گره میزنی باز میشه، هدفون ُ باز میذاری گره میخوره!؟
.
.
.
سن من بستگی به خواست مامانم داره
یه وقتا می گه
«تو دیگه بچه نیستی، این کارا چیه؟ از تو بعیده»
یه وقتا هم می گه
«تو هیچی حالیت نیست … بچه ای هنوز، این چیزا رو نمی فهمی!»
.
.
.
صد برابر همه ”نه” هایی که باید میگفتم و نگفتم
امروز باید بگم غلط کردم!

.

.

.

مرد: وقتى من مُردم، هیچ مرد دیگه ای مثل من پیدا نخواهى کرد.
زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو بازم دنبال کسى “مثل تو” خواهم گشت!؟

.

.

.

 

 

دانلود رایگان فیلم جدید و بسیار زیبای زندگی خصوصی آقا و خانم میم

با لینک های مسقیم و کیفیت عالی DVDRip

دانلود فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم میم

کارگردان: سید روح الله حجازی | موضوع: اجتماعی
مدت زمان: 80 دقیقه | سال تولید: 1390
فرمت: MKV – MP4 | حجم: 280 – 645 مگابایت

خلاصه داستان:
محسن (با بازی حمید فرخ نژاد) که قرار است از نظر شغلی ارتقا قابل توجهی در سطح کشور پیدا کند از وجود همسر ساده و غیر مدرن خود (با بازی مهتاب کرامتی) خجالت می کشد، که در این بین آقای گوهریان (با بازی ابراهیم حاتمی کیا) به همسر محسن پیشنهاد کار می دهد، اما …

بازیگران:
حمید فرخ نژاد، مهتاب کرامتی، ابراهیم حاتمی کیا، امید روحانی و…

مجموعه جملات و افکار آرامبخش ذهن

دسته بندی : متفرقه تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392

مجموعه جملات و افکار زیبا و آرامبخش ذهن

اگر می خواهید زندگیتان تغییر کند باید ابتدا ذهن و افکارتان را تغییر دهید

جملات آرامبخش

ما همان افکارمان هستیم، اگر نتوانیم افکارمان را تغییر دهیم نمی توانیم هیچ تغییر دیگری ایجاد کنیم. شما قطاری از افکار دارید که هنگام تنهایی، سکوت و زمانی که غرق در افکارتان هستید سوار آن می شوید. ارزشی که برای خودتان قایل هستید و شادی هایی که در زندگی دارید همه بستگی به جهتی دارند که قطار به آن سو در حرکت است.
.
اگر واقعا می خواهید در زندگیتان تغییری ایجاد کنید باید ابتدا ذهن و افکارتان را تغییر دهید و آن را از هر نوع تفکر آزاردهنده ای که شما را به عقب می راند پاک کنید. در این مطلب جملاتی گردآوری شده که به شما کمک می کنند بتوانید ذهنتان را آزاد کرده و تغییرات دلخواهیتان را در زندگی ایجاد کنید.

 

.

جملاتی که به ذهنتان آرامش می بخشند:

1- شما ساخته شده اید که فقط یک انسان باشید، انسانی که خودتان تصمیم گرفته اید باشید.

2- کارهای خوب انجام دهید و احساس خوبی داشته باشید، کارهای بد انجام دهید و احساس بدی داشته باشید، این قانون ساده زندگی است.

3- شما همانی هستید که امروز انجام می دهید نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.

4- همه ما تصمیم می گیریم اما در نهایت تصمیم ها ما را می سازند.

5- آنچه می تواند تغییرات اساسی ایجاد کند کاری نیست که شما گاهی انجام می دهید، بلکه کارهایی که طبق برنامه انجام می دهید و قانون دارند می توانند تغییر ایجاد کنند.

6- با خودتان صادق باشید، هرگز خودتان را به خاطر کارهایی که انجام داده اید و احساس خوبی به آنها داشته اید سرزنش نکنید.

7- کاری را که اطمینان دارید درست است انجام دهید.

8- تا زمانی که از خودتان راضی نباشید هیچ مقدار پولی نمی تواند شما را خوشحال کند.

9- اگر در قلبتان احساس آرامش می کنید مطمئن باشید که کار درستی انجام داده اید.

10- نگران نباشید که دیگران فکر می کنند اهداف شما رویایی و غیرمنطقی به نظر می رسند. بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وامی دارند.

11- اگر مانند دیگران فکر می کنید درواقع خودتان هیچ فکری نمی کنید.

12- خودتان، خودتان را کنترل کنید در غیر این صورت فرد دیگری شما را کنترل می کند.

13- گاهی اوقات ایستادن در برابر دوستان به اندازه ایستادن در برابر دشمنان دشوار می شود.

14- ناراحت ترین افراد جهان کسانی هستند که دایم نگرانند دیگران چه فکری در موردشان می کنند.

15- زمانی که کسی از شما انتقادهای غیرواقعی کرده یا سرنوشت بدی را برای شما پیش بینی می کند، در مورد شما صحبت نمی کند بلکه درون خودش را برای شما آشکار کرده است.

16- اگر فقط به فکر سود و زیان خودتان نباشید دنیایی از فرصت های بی نظیر به دست می آورید.

17- تاکنون هیچ انسانی با توانایی ها و ویژگی های شما در دنیا وجود نداشته، پس به خودتان ببالید که منحصر به فرد هستید و سعی کنید اثر خوبی از خودتان برجای بگذارید.

18- انسان مهربان و دوست داشتنی در دنیایی خوب و دوست داشتنی زندگی می کند و انسان بدبخت که از دیگران متنفر است در دنیایی بد و تنفرآمیز به سر می برد. دنیای اطراف شما نمایانگر خود شما است.

19- نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا، بزرگترین سایه ها را داشته باشند.

20- در ذهنتان بر چیزهایی که دوست دارید تمرکز کنید نه بر چیزهایی که از آنها وحشت دارید، این کار رویاها را برایتان واقعی می کند.

21- نگران شکست ها و ناکامی ها نباشید بلکه نگران فرصت های خوبی باشید که حتی آنها را امتحان نکرده اید.

22- بهانه نیاوردن بهتر از بهانه بد آوردن است.

23- برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشته اید باید کارهایی را انجام دهید که تا به حال انجام نداده اید.

24- مشکلات ما دوستان ما هستند البته در صورتی که ما را قوی تر کنند.

25- هر کسی می توانداز مشکلات فرار کند، این ساده ترین واکنش است اما مواجه شدن با مشکلات شجاعت است و فرد را قوی تر می کند.

26- یکی از بزرگترین نعمت هایی که داریم این است که نمی دانیم در آینده چه اتفاقی برایمان می افتد.

27- نگران مسائلی که کنترلی بر آنها ندارید، نباشید.

28- لذت ها و خوشحالی های زودگذر ارزش دردهای طولانی مدت را ندارند.

29- شاید صبر کردن گاهی اوقات تلخ باشد اما میوه آن شیرین خواهد بود.

30- هر چه کمتر انتظار داشته باشید بیشتر از زندگی لذت می برید.

31- آنچه برای شما بی ارزش است برای دیگری رویای بزرگی است.

32- کاری که می کنید، جایی که می رویدت وانسانی که هستیدنمی تواند شما را خوشحال کند، اینکه زندگی را چگونه می بینید شما را خوشحال می کند.

33- انسان ها فقط چیزهایی را می بینند که خودشان دوست دارندببینند.

34- اگر بیش از حد برای ارزشیابی خودو دیگران وقت بگذارید هرگز نمی توانید خودتان یا دیگران را دوست داشته باشید.

35- دنیا را از شیشه جلو ببینید نه از آینه های کناری.

36- انتخاب اینکه چه زمانی و چگونه بمیرید با شما نیست اما انتخاب چگونه گذران زمان باقی مانده تا مرگ با شما است.

37- پشیمانی ها را کنار بگذارید، آنها فقط بهانه های افراد شکست خورده هستند، هنوز فرصت های زیادی روبروی شما است.

38- جمله شما چیست؟ چه جمله ای به شما کمک می کند تا ذهنتان را از افکار آزاردهنده ای که شما را به عقب می کشاند، رها کنید؟

 

 

 

 

پیامک های بی وفایی 22 خرداد 1392

دسته بندی : متفرقه تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392

اس ام اس های بسیار زیبای با عنوان بی وفایی 22 خرداد 1392

پیامک های دل شکستگی و بی وفایی خرداد 92

اس ام اس های بی وفایی

آب از سرم گذشته …

فریاد میزنم دوستت دارم …

و تو آرام و خونسرد …

به ترکیدن حباب ها میخندی …

 

 

خیلی سخته…

به خاطر کسی که دوسش داری…

همه چیز رو از سر راهت خط بزنی…!!

بعد بفهمی…

خودت تو لیستی بودی که…!

اون به خاطر یکی دیگه…

خطت زده..!
♥ ♥ ♥
خـوابَم نِمے بَــرَد

بِه هَمـه چیز فِکر کَـرده اَم

بیشتَر بِه تُــو

وَ می دانَــم کِه خوابــے

وَ قَبل اَز بَسته شُدَن چَشــم هآیَـتــــ

بِه هَمه چیــز فِکــر کَرده ای

جُـــز مَـن!!!
♥ ♥ ♥
یادش بخیر…

‏”من بودم و تو”

او بود و دیگری…

این روزها…

‏”تویی و او”

من ماندم و خدا
♥ ♥ ♥

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ!

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ،

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻣﯿﺪﻫﺪ . . .

♥ ♥ ♥
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم

دیگران یاد عشقشان میفتند و تو هنوز بی خیالی!
♥ ♥ ♥
نشانه میگیری

سنگ می اندازی و بعد خنده کنان!

لِی .. لِی .. لِی ..

پای میکوبی و میروی!

بد جور با دلم “بــــــــــازی” میکنی!

♥ ♥ ♥
چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا

عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی

و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی!

♥ ♥ ♥
بعضی وقت ها …

چنان کیشت می کنند …

که سالهای سال مات می مانی …
♥ ♥ ♥
ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ . . .

ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ،

ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ

♥ ♥ ♥
حرف میزنی اما تلخ! محبت میکنی ولی سرد!

چه اجباری است دوست داشتن من ؟

♥ ♥ ♥

نه! چشمانم شور نبود

اگر که آخر کارمان ندامت شد

دست هایم نمک نداشت . . .

♥ ♥ ♥
بیخودی به خودت زحمت نده!

این بَذرهای تنفــر

که در دلم می کاری

هرگــــز جوانه نخواهد زد!
♥ ♥ ♥
دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند

حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او …

♥ ♥ ♥
آهای مرغ عشق

فخر نفروش

معشوق تو هم به لطف قفس است که وفادار مانده . . .

♥ ♥ ♥
بهم میگفت با دنیا عوضم نمیکنه!

راست میگفت با دنیا نه، با یکی دیگه عوضم کرد!
♥ ♥ ♥
برای کسی مُردم که برایم؛

نه… تب کرد

نه… سرفه

نه… حتی عطسه!
♥ ♥ ♥
مـثـل ِ تـــار ِ مــوهـــایـش ..

ایـن بـــار

دوسـتـت دارم هـــایـــم را

پـشـت ِ گـوشـش انـــداخـــت …

و …

رفــت!

♥ ♥ ♥
بیچاره دلم

با دیدنت باز هم لرزید

نمیدانست تو همان بی وفای دیروزی

بیچاره دل است

عقل ندارد

♥ ♥ ♥
در این سو

دلی نگران مشغول یادت

آن سو

تــــو

با دیگری
♥ ♥ ♥
دیوانگی های دلم را به دل نگیر!

دست خودش نیست، طفلک باور کرده بود دروغ دوست داشتنت را …

♥ ♥ ♥
می آیی . . . می روی . . . و فقط یک سلام . . .

و گاهی یک خداحافظی . . . نه . . . این انصاف نیست . . .

من و یک دنیا عشق . . . تو و یک دنیا بی تفاوتی . . .!
♥ ♥ ♥
یادتان باشد هیچ وقت در زندگی خود!

نقش نیشهای مار ”ماروپله” را بازی نکنید . . .

شاید دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد،

همان کسی که به شما اعتماد کرده بود . . .
♥ ♥ ♥
رفت …

تو را به خدا سپرد و خودش را به دیگری!

♥ ♥ ♥

این روزهــــــــــــــا

حس میکنم جایی را تنگ کرده ام!!!

جایـــــی در قلــــ♥ــــب تــــو

برای آمدن دیـــــــگری…

♥ ♥ ♥
زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش . . .

 

 

 

 

دانلود رایگان نرم افزار پزشکی Eye Trainer 1.2 برای رفع خستگی چشمان شما

مخصوص تلفن های هوشمند اندروید

دانلود نرم افزار پزشکی رفع خستگی چشم Eye Trainer

چشم هم مانند هر عضله دیگری در بدن برای افزایش کارایی و عملکرد مناسب نیاز به استراحت کافی و همچنین تقویت نیاز دارد. شما با استفاده از Eye Trainer می توانید یاد بگیرید چگونه عضلات چشم خودتان را تقویت کنید و خستگی چشمانتان را برطرف کنید.

 

حجم: 4.3 مگابایت

دانلود

قابل اجرا در اندروید 2.1 به بالا

 

دانلود نرم افزار پزشکی رفع خستگی چشم Eye Trainer

گفتگوی جالب با خاتون قلعه نوعی فرزند اول امیر قلعه نوعی سرمربی استقلال

دوست ندارم فوتبال بازی کنم؛ قلبا استقلال را دوست دارم

گفتگو با خاتون قلعه نوعی دختر امیر قلعه نوعی

امیر قلعه نویی یک دختر جوان دارد. دانستن این جمله احتمالا همانقدر برایتان عجیب است که بدانید او چه درسی می خواند. با پدرش چه ارتباطی دارد و اصولا چطور زندگی می کند. خاتون قلعه نویی خواهر محمد هوتن قلعه نویی فرزند اول امیر قلعه نویی است؛ سرمربی استقلال که حالا بیشترین افتخارات لیگ برتری را دارد و رکورددار شده.

.

همشهری جوان نوشت: امیر قلعه نویی در خانه چه کار می کند؟ با خانواده چه رفتاری دارد؟ دخترش را چقدر دوست دارد، پسرش را چقدر و … همه سوالاتی هستند که خاتون قلعه نویی می تواند به آنها جواب بهتری بدهد.

 .

صحبت کردن با او البته کار آسانی نبود خاتون قلعه نویی تا به حال با هیچ نشریه ای مصاحبه نکرده بود و دوست نداشت که مصاحبه اش پدرش را ناراحت کند اما یک رابطه دوستانه سبب شد او مصاحبه کند.

 

گفتگو با خاتون قلعه نوعی دختر امیر قلعه نوعی

مژده لواسانی مجری شبکه دو سیما که البته استقلال متعصبی هم هست، تنها کسی بود که می توانست قرار مصاحبه را بگذارد. او در مورد رابطه اش با خاتون قلعه نویی می گوید: «من و مادر در یک فضای مذهبی در کلاس های حوزوی با مادر خاتون آشنا شدیم و بعد در واقع استقلالی بودن این رابطه را تشدید کرد. خانواده مادری ام استقلالی هستند.» او با همین رابطه توانست خاتون را مجاب کند که با یکدیگر به تحریریه جوان بیایند. مطلبی که می خوانید، یک گفت و گوی صمیمی است بین دو دوست که یکی شان مجری است و دیگری دختر سرمربی استقلال.
.
اگر من یک پرسپولیسی متعصب بودم یا اینکه تو دختر سردار رویانیان بودی، ما باز هم با هم دوست می شدیم؟
– دوست پرسپولیسی که خیلی دارم ولی خب به خاطر اینکه خودم عاشق استقلال هستم و پدرم هم سرمربی استقلال است، رابطه ام با استقلالی ها خیلی صمیمی و بهتر و نزدیکتر است.
.
این استقلالی بودن هم به خاطر پدر است دیگر؟
– بله به خاطر باباست و خب رفته رفته به علاقه خود من هم تبدیل شده.
.
و زمانی که پدرت به سپاهان و تراکتورسازی رفت …
– خیلی طبیعی است که همیشه دوست داشتم سپاهان و تراکتورسازی در آن زمان ها نتیجه بگیرند ولی همیشه قلبا استقلالی بودم و همیشه در آن زمان خدا خدا می کردم که بابا برگردند استقلال.
.
با این حساب حالا که زمزمه های رفتن آقای قلعه نویی از استقلال به گوش می رسد، می توانی در استقلال نگهش داری؟ مثلا در مورد فرهاد مجیدی، من خیلی به تو اصرار می کردم که نظر پدرت را عوض کنی.
.
– سعی می کنم بیشتر شنونده باشم و حرف ها را انتقال ندهم چون شخصیت بابا را می شناسم. او حرف حرف خودش است و تا زمانی که در مورد موضوعی به نتیجه نرسد، حرف دیگران تاثیری ندارد. در مورد استقلال هم او نظر ما را می داند که دوست داریم بماند.
.
امیر قلعه نویی که حرف حرف خودش است و ما در فوتبال هم به وضوح می بینیم، در خانه هم همینطور است؟
– اقتدار و جذبه و اینها که در خونش است. همه از من می پرسند که وقتی پدرت اینقدر جدی است، در خانه هم همینطور است؟ اما نه، بابا در خانه بسیار متفاوت است. بابا کلا خیلی مهربان است.
.
در مورد بازگشت فرهاد مجیدی چطور؟ من دست به دامن تو و مادرت شدم که با او حرف بزنید. حرف های من را به گوشش رساندید؟
– نه … من در این رابطه با او صحبتی نکردم چون می دانستم تا خودش به نتیجه نرسد، فایده ای ندارد.
.
برخودرت با آدم هایی که انتقاد دارند از پدرت چطور است؟
– امیر قلعه نویی برای مردم امیر قلعه نویی است، برای من اول پدرم است. وقتی کسی انتقاد می کند، خیلی عصبانی می شوم چون می دانم که مغرضانه است. من پدرم را می شناسم و خودم دارم از داخل به ماجرا نگاه می کنم ولی همیشه پدر و مادرم به من می گویند نظر هر شخصی محترم است. به من می گویند «یک مقدار منطقی تر، آرام تر».
.
دعوا هم کردی سر بابا؟
– آخرین بار … مربوط می شد به دورانی که در تبریز دانشجو بودم. چون مردم آذربایجان همه شان در هر قشر و سنی که هستند، خیلی فوتبالی هستند. آنجا مشکلات بیشتر می شود. فوتبال در آذربایجان پیر و جوان ندارد. یک روز دانشگاه رفتم و تراکتور باخته بود. یکی از دوستاهایم شروع کرد به بحث کردن که بعد دعوا شد.
.
در خیابان چطور؟ شده یک وقت با پدر بوده اید و برخورد بدی ببینید؟
– من تا حالا ندیده ام ولی یک شب مادر و پدر و هوتن رفته بودند رستوران. فکر می کنم پدرم رفته بود دستانش را بشورد و میز کناریشان که مادر و هوتن را نمی شناختند، توهین های بدی کرده بودند. هوتن خیلی ناراحت شده و بهش برخورده بود. پدرم که رسید و متوجه ماجرا شد به هوتن می گوید جواب نده. پدرم همیشه توهین به خودش را تحمل می کند. آن شب فقط از رستوران آمده اند بیرون.
.
اصلا در خانه در مورد فوتبال حرف می زنید؟
– خیلی وقت ها می شود که بابا از یک مسابقه برمی گردد. باخته یا برده و در مورد مسائل فنی بازی حرف می زنیم؛ مثلا من می گویم: «بابا من فکر می کنم این آقا مقصر بود.» بیشتر اینطوری حرف می زنیم. بحث های حاشیه خیلی نه … بارها هم شده که مثلا من می گویم مدافع تیم مقصر بوده اما بابا می گوید نه، صددرصد تقصیر دروازه بان بوده.
.
و در روزهایی که از باخت عصبانی است …
– بعد از باخت هایی که مه هست با گوشی پدر تماس می گیریم، از دور و اطرافی ها یا هر کسی که گوشی اش را جواب بدهد، شرایط را می پرسیم، در خیلی از موارد می گویندن که پدر خیلی عصبانی است. وقتی که پدر می آید خانه اصلا صحبت نمی کنیم تا آرامتر شود. معمولا یک 24 ساعت وقت لازم است.
.
بازی با سپاهان هم احتمالا همینطور بوده؛ یکی برگشت لیگ برتر و یکی هم جام حذفی …
– بازی با سپاهان در جام حذفی را یادم هست. بابا خیلی ناراحت شد و مدام می گفت خیلی الکی بازی را باختیم. بابا خیلی ناراحت بود. آن زمان سر اینکه چه کسی پنالتی را خوب زد و چرا آن یکی پنالتی خراب شد و … چیزهای دیگر با هم صحبت کردیم…
.
راستی چرا رحمتی پنالتی زد؟
– من یک چیزهایی شنیدم اما نمی دانم که اصلا درست است یا نه. ظاهرا به خاطر حساسیت بازی کسی قبول نمی کرده که پنالتی بزند.
.
خوشحالی ها چطور؟ آن موقع ها رفتارش چطور است؟ مثلا الشباب که بدی بودید … چقدر بعد از بازی، امیر قلعه نویی را دیدید؟
– چون هتلمان از هتل تیم جدا بود، رفتیم هتل خودمان و یک ساعت و نیم، دو ساعت بعد بابا آمد پیش ما. رفتیم بیرون یک چرخی زدیم.
.
برخوردها در دبی چطور بود. بازی الشباب را در استادیوم بودید؟
– فوق العاده بود. البته من در استادیوم بیشتر از اینکه به بازی بخواهم توجه کنم، حواسم به بابا بود. او لب زمین بود، عصبانی می شد و خوشحال و واکنش های مختلف داشت. تمام حواسم به این بود تا بازی و برخوردها.
.
پدرت همانطور که کنار زمین عصبی می شود، در خانه هم ناراحت می شود؟
– شخصت بابا طوری است که عمده حساسیتش روی کار است و روی مسائل دیگر اینطور نیست. من تا حالا ندیدم که در مسائل درون خانوادگی اینقدر ناراحتی کند.
.
حواسش به درسَت هست؟ نمره هایت را چک می کند؟
– بابا خیلی روی درس خواندن ما حساس است. البته هوتن که خیلی وقت است راه خودش را جدا کرده و تمرکزش را گذاشته روی فوتبال … ولی وای به حال من. بابا خیلی بحث تحصیلی من را دنبال می کند. معمولا روز اول هر ترم می پرسد که چه روزهایی کلاس دارم. مثلا شده یک روزهایی نمی خواهم بروم دانشگاه، بابا صبح می خواهد از خانه برود بیرون. از من سوال می کند: «تو دوشنبه صبح کلاس داشتی، پس چرا نمی ری؟»
.
ظاهرا حساسیت زیادی روی تو دارد. حتی روی اینکه کجا بروی و نروی، با چه کسی بروی و نروی.
– خیلی حساس است.
.
در مورد رشته تحصیلی ات هم با تو حرف می زند؟
– بله خیلی شده، خیلی برایش مهم است. تا حالا چند مورد پیش آمده که بابا یک کپی از پلان های ساختمانی که خودش یا دوستانش می سازند را خانه آورده. کپی ها را به من نشان می دهند و می گویند نظرت را بگو. یا اینکه محل های زیادی من را بردند که معماری های مختلف را ببینم؛ مثلا بعد از همین بازی الشباب که رفته بودیم دبی، بابا من را بردند هتل آتلانتیس دبی که معماری اش را ببینم.
.
الان با توجه به محبوبیتی که پدرت دارد، شاید خیلی سخت باشد که بخواهید دو نفری با او جایی بروید. احتمالا هوادارها می آیند و …
– معمولا این اتفاق می افتد. یادم هست رفته بودیم یک مرکز خرید در کیش، اینقدر جلوی مرکز مرکز خرید شلوغ شد که آن مرکز بسته شد. من همینطوری یک کناری ایستاده بودم و نگاه می کردم.
.
لابد اینطور وقت ها ترجیح می دهی که کنارش نباشی؟
– نه اتفاقا خیلی دوست دارم که با بابا بیرون بروم. همیشه هم به او می گویم؛ مثلا همیشه وقتی می خواهم خرید کنم، می گوید خودت برو یا با مامانت اما می گویم که دوست دارم شما هم باشی.
.
تو اگر پسر بودی، مثل هوتن فوتبالیست می شدی؟ خیلی علاقه داری، نه؟
– علاقه ام که زیاد است. اگر پسر بودم شاید می شدم اما الان که دختر هستم دوست ندارم فوتبال بازی کنم.

 

 



تبلیغات بنری

دسته بندی

تبلیغات بنری
نظرسنجی

آیا با راه اندازی رادیو موسیقی آنلاین(پخش 24 ساعته موسیقی)موافقید؟

View Results

Loading ... Loading ...
مطالب محبوب
x
x